آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس
 
 
بازی
نظرات ()

یادمه تا یکی دو سال پیش از کنار ماشینها که رد میشدیم انقدر اسمشون رو تکرار میکردم تا پسرم که کلی علاقمند به ماشینه اسمشون رو یاد بگیره

اما چند وقت پیش دیدم که با پدرش داره راجع به سیستم کروز کنترل ماشینها بحث میکنه

منم از همه جا بی خبر گفتم که این چه سیستمیه دیگه؟

که با توضیحات کامل حسین آقا قانع شدم که اوووووووووه پسرم چقدر پیشرفت کرده و حالا اسم و آرم و سیستم ماشینهایی رو هم بلده که من بلد نیستم

در مورد اسباب بازیها هم وقتی دیدم که تو درست کردن پازلها و بازیهای فکری مهارت پیدا کرده، شروع به جمع کردن بازیهای دوران کودکی اش کردم و رفتم چند تا بازی فکری سطح بالاتر خریدم تا از بازیهاش لذت بیشتری ببره

گذشت تا اینکه چند وقت پیش بهونه اسباب بازیهای قدیمی اش رو گرفت

اوایلش مقاومت کردم و گفتم اینا دیگه به دردت نمیخوره و شاید بهتر باشه بزاریم برای نورا  و بعد هم اصرار میکردم که تو باید بازیهای فکری جدیدتر و سخت تر رو تجربه کنی نه اینها....

و توی دلم هم میگفتم آخه تو با این سنت چه لذتی ازینها میخوایی ببری؟

اما کوتاه نمی اومد..اولش با خودم گفتم شاید به این خاطر که اسم نورا رو بردم دنبال اینهاست

اما دیدم نه...

دیدم با چه لذتی داره تو قابلمه هاش غذا میپزه

چه زیرکانه مکعب های کوچک رو روی هم سوار میکنه و از افتادنشون غش غش میخنده

و با چه خلاقیتی پازلهای چوبی خیلی ساده رو از نو بازی میکنه

و کتابهای پلاستیکی رو چقدر کنجکاوانه ورق میزنه

محمد حسینم تو به من یه درس دادی و اون هم اینه که:

تو دنیای خودت رو داری و من اجازه این رو ندارم با دیکته کردنم، خلاقیت رو از دنیای تو دور کنم...

پسرم شاد باش و بازی کن و لذت ببر

پ.ن: دوستانی که میگن نمی تونن کامنت بزارن..پرشین میگه برای کامنت گذاشتن باید مرور گر جدید مثل فایر فاکس و اون هم ورژن بالاش رو داشته باشیداین هم از هنرمندی سرورهای وطنی....

 



کلمات کلیدی : مادرانه، محمدحسین
نویسنده : آیدین
تاریخ : ۱۳٩۱/۱٠/۸
زمان : ۳:۱۸ ‎ب.ظ


 

قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ